عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

آمار مطالب

:: کل مطالب : 206
:: کل نظرات : 183

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 5
:: بازدید هفته : 122
:: بازدید ماه : 489
:: بازدید سال : 2672
:: بازدید کلی : 2672

RSS

Powered By
loxblog.Com

عشق آسمانی
چهارشنبه 12 بهمن 1390 ساعت 17:51 | بازدید : 2317 | نوشته ‌شده به دست aliforati2 | ( نظرات 0 )

عشق آسمانی

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

 

 

عشق آن شب مست مستش کرده بود

 

گفت: ای دیوانه، لیلایت منم

 

 

مطمئن بودم به من سرمیزنی

 

 


در حریم خانه ام در میزنی


حال، این لیلی که خوارت کرده بود


درس عشقش، بیقرارت کرده بود

 

مرد راهم باش تا شاهت کنم


صد چو لیلی، کشته در راهت کنم.


در رگ پیدا و پنهانت منم


سال ها با جور لیلی ساختی


من کنارت بودم و نشناختی


عشق لیلی در دلت انداختم


صد قمار عشق، یک جا باختم


کردمت آوارهء صحرا نشد


گفتم عاقل می شوی، اما نشد


سوختم در حسرت یک یا ربت


غیر لیلی برنیامد از لبت


روز و شب او را صدا کردی ولی


دیدم امشب با منی، گفتم بلی

 


فارغ از جام الستش کرده بود


سجده ای زد بر لب درگاه او


پر ز لیلی شد دل پر آه او


گفت یا رب از چه خوارم کرده ای


بر صلیب عشق، دارم کرده ای


جام لیلی را به دستم داده ای


وندر این بازی، شکستم داده ای


نشتر عشقش به جانم می زنی


دردم از لیلاست آنم می زنی


خسته ام زین عشق، دل خونم مکن


من که مجنونم، تو مجنونم مکن


مرد این بازیچه دیگر نیستم


این تو و لیلای تو...  من نیستم

 


با وضو در کوچه ی لیلا نشست

 



|
امتیاز مطلب : 98
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید